آنگاه زنی به سخن درآمد و گفت:

 

با ما از درد سخن بگو...

 

و عیسی مسیح (ع) فرمود:

 

 " درد " شما شکستن پوسته ای است که فهم شما را در بردارد.

 

 همان گونه که هسته ی میوه باید بشکند تا مغز آن آفتاب ببیند ،

 

 شما هم باید با " درد " آشنا شوید.

 

و اگر می توانستید دل خود را ا اعجازهای زندگی ِ خود در شگفت بدارید،

 

 " درد " شما هم کمتر از خوشی شما شگرف نمی نمود.

 

و آنگاه فصل های دل خود را می پذیرفتید،

 

 چنانکه همیشه فصلهایی را که برکشتزارهاتان می گذرد پذیرفته اید.

 

و زمستان های اندوه خود را با متانت نظاره می کردید.

 

بسیاری از " دردهایتان " را شما خود برگزیده اید.

 

این داروی تلخی ست که با آن طبیب درون شما خویشتن بیماریتان را درمان می کند.

 

 پس، به این طبیب مقدس اعتماد کنید و داروی او را

 

 با " صبر و آرامش " بنوشید...

 

 زیرا که دست او را اگرچه سخت و سنگین باشد،

 

 دست مهربان ِ ذات ناپیدا راهبری می کند و جامی که او می آورد،

 

 اگرچه لبهایتان را بسوزاند،

 

 از ِگلی ساخته شده است که کوزه گر ِ دهر آن را با اشک پاک خود سرشته است...

 

 و از آنجا که شما دمی از دستگاه خداوند و

 

 " برگی از باغ خداوند " هستید پس ،

 

 شما هم باید با " رنج و درد " بیارامید تا در مستی و شور وشعف آرام  بگیرید...